در طول تولید پروفیلهای آلومینیومی، بسیاری از شرکتها بر ظرفیت تجهیزات، کیفیت محصول و چرخه تحویل تمرکز میکنند، اما تمایل دارند هزینههای پنهان - مدیریت ثانویه را نادیده بگیرند.
این-به اصطلاح مدیریت ثانویه صرفاً دوبار جابجایی چیزی نیست. معمولاً مستلزم سرمایهگذاری بیشتر نیروی انسانی، زمان لجستیک طولانیتر و هزینههای مدیریت بالاتر است.
در بسیاری از کارگاه ها، پس از بیرون آمدن پروفیل ها از دستگاه اکستروژن، باید فرآیندهای متعددی مانند خنک سازی، تمپرینگ، بازرسی، بسته بندی و ذخیره سازی را طی کنند. اگر برنامه ریزی لجستیک منطقی نباشد، ممکن است پروفیل ها به طور مکرر بین مناطق مختلف منتقل شوند. با گذشت زمان، این اقدامات حرکتی به ظاهر بیاهمیت در واقع میتوانند به عامل مهمی بر کارایی تولید تبدیل شوند.
پس از گسترش تولید، بسیاری از شرکت ها متوجه یک پدیده خواهند شد: تعداد تجهیزات افزایش یافته است، خروجی افزایش یافته است، اما به نظر می رسد کارگاه ها حتی شلوغ تر هستند. لیفتراک ها به جلو و عقب حرکت می کردند و مواد مرتبا جابجا می شدند. اکثر پرسنل حاضر در محل زمان خود را صرف بارگیری و تخلیه و همچنین انتظار می کردند.
دلیل اصلی این وضعیت معمولاً ظرفیت ناکافی تجهیزات نیست، بلکه این است که جریان لجستیک به موقع بهینه نشده است تا با افزایش ظرفیت تولید همگام شود. زمانی که نیاز به جابجایی مکرر مواد باشد، کارایی کارگاه به تدریج کاهش می یابد.
1. چیدمان غیر منطقی کارگاه
از تجربه پروژه های واقعی، یکی از رایج ترین دلایل رسیدگی ثانویه، چیدمان غیر منطقی کارگاه است. برخی از کارخانه ها عمدتاً بر روی قرار دادن تجهیزات در مرحله اولیه ساخت و ساز متمرکز بودند، اما نتوانستند به اندازه کافی مسیرهای تدارکات را در نظر بگیرند.
در نتیجه، هنگامی که پروفیل ها از یک فرآیند به فرآیند دیگر منتقل می شوند، باید مسافت قابل توجهی را طی کنند و حتی ممکن است مجبور شوند از چندین مکان ذخیره سازی موقت عبور کنند. اگرچه ممکن است در نگاه اول هر مسافت حمل و نقل کوتاه به نظر برسد، اما در طول تولید بلندمدت-، این جابجایی های اضافی به طور مداوم جمع می شوند. بنابراین، اولین گام در کاهش حمل و نقل ثانویه معمولاً بررسی مجدد{3}}بررسی روان بودن کل جریان لجستیک است.
2. برنامه ریزی منطقه کش
برنامه ریزی منطقه کش نیز بر تعداد حمل و نقل تأثیر می گذارد. در بسیاری از کارگاه ها، به دلیل چرخه های تولید ناهماهنگ فرآیندهای متوالی، پروفیل ها باید به طور موقت ذخیره شوند و منتظر بمانند.
اگر ناحیه کش به درستی تنظیم نشده باشد، ممکن است مواد ابتدا برای انتظار به یک ناحیه منتقل شوند و سپس برای پردازش بیشتر به منطقه دیگری منتقل شوند. در ظاهر، به نظر می رسد فقط گردش مالی عادی است، اما در واقع، دست زدن به اضافی رخ داده است. یک برنامه ریزی حافظه نهان معقول باید تا حد امکان به خط اصلی لجستیک نزدیک باشد، به طوری که مواد به جای تغییر مکرر مسیرها بتوانند به طور مداوم در جهت از پیش تعیین شده جریان داشته باشند.
3. استفاده از سیستم های خودکار
با افزایش سطح اتوماسیون، شرکت های بیشتری شروع به استفاده از سیستم های انتقال و تجهیزات حمل و نقل خودکار برای کاهش حمل و نقل دستی می کنند.
در مقایسه با عملیات دستی و لیفتراک که بارها و بارها کالاها را جابجا می کنند، سیستم لجستیک خودکار می تواند به طور مداوم در یک مسیر از پیش تعیین شده عمل کند و زمان انتظار ناشی از مراحل میانی را کاهش دهد. برای کارخانه های بزرگ پروفیل آلومینیوم، این رویکرد نه تنها هزینه های نیروی کار را کاهش می دهد، بلکه به حفظ ریتم تولید پایدار نیز کمک می کند.
البته خود تجهیزات خودکار نمی تواند همه مشکلات را حل کند. اگر برنامه ریزی لجستیک کلی ناقص باشد، حتی اگر تجهیزات خودکار اضافه شود، صرفاً فرآیندهای ناکارآمد را خودکار می کند. بنابراین، طراحی مسیرهای لجستیکی اغلب بسیار مهمتر از تعداد تجهیزات است.
4. انتقال اطلاعات
علاوه بر این، موضوعی که اغلب نادیده گرفته می شود، انتقال اطلاعات است. گاهی اوقات دلیل جابجایی مکرر مواد به دلیل مشکلات تجهیزات نیست، بلکه به دلیل تغییر در برنامه های تولید، تنظیمات سفارشات، یا ارتباط ضعیف در سایت-است.
هنگامی که کارکنان نمی توانند به سرعت اطلاعاتی در مورد وضعیت مواد به دست آورند، مستعد موقعیت هایی هستند که مواد به طور مکرر حمل می شوند یا به طور موقت تخصیص می یابند. با پذیرش گسترده مدیریت دیجیتال، شرکتهای بیشتری از سیستمهای مدیریت تولید برای ردیابی جریان مواد استفاده میکنند و در نتیجه حرکات غیرضروری را کاهش میدهند.
مزایای عملیاتی بلند مدت-
از دیدگاه عملیاتی درازمدت، مزایای کاهش حمل و نقل ثانویه بسیار بیشتر از صرفه جویی در نیروی انسانی است. این می تواند زمان لجستیک را کوتاه کند، خطر خراش سطح روی پروفیل ها را کاهش دهد، میزان استفاده از تجهیزات را افزایش دهد و در عین حال کل عملیات کارگاه را منظم تر کند.
بسیاری از شرکت ها پس از بهینه سازی لجستیک خود دریافتند که ظرفیت تولید آنها افزایش نیافته است، اما راندمان تولید و قابلیت تحویل آنها به طور قابل توجهی بهبود یافته است. این دقیقاً به این دلیل است که زمانی که در ابتدا در طول فرآیند حمل و نقل تلف شده بود دوباره آزاد شده است.
نتیجه گیری
برای کارخانه های مدرن پروفیل آلومینیوم، کارایی لجستیک به یک عامل مهم در رقابت تبدیل می شود.
کاهش جابجایی ثانویه صرفاً به معنای کاهش تعداد حرکات نیست. در عوض، شامل حصول اطمینان از جریان مواد در امتداد کارآمدترین مسیرها، از فشرده سازی تا بسته بندی و سپس ذخیره سازی، به حداقل رساندن انتقال های غیر ضروری و گردش بی اثر تا حد ممکن است.
اغلب، کارآمدترین کارگاهی نیست که بیشترین تعداد تجهیزات را دارد، بلکه کارگاهی است که لجستیک نرمتری دارد.




